ميرزا احمد ميرزا خداوردى
110
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
فتحعلى خان وزير به قشون مير حسن خان ملاحظه كرد ، وحشت برداشت و گفت : به خدا قسم ، به علىّ ولى ، هيچ فتحعلى شاه همچنين قشون ندارد و در جميع ايران همچون قشون موجود و ميسّر نمىشود ، چطورى كه جيران غزال از صدمهء سواره فرار مىكرد ، آنقدر مىدويد ، قشون مير حسن خان آن « 1 » را با دست خودشان دستگير مىكرد ، مىآورد به پيش جهانگير ميرزا و همچنين به قرار دويست قطعه خروس و مرغ صحرايى به آسمان مىپريد ، همين كه بر زمين مىرسيد ، دستگير مىشد و قشون در صحراى موغان مثل دريا موج موج مىزد . جهانگير ميرزا [ و ] فتحعلى خان وزير متحيّر گشتند . هرچند جهانگير ميرزا به قرار ده هزار نفر سواره و سرباز همراه داشت ، اما در ميان قشون مير حسن خان هيچ معلوم نمىشد و هيچ عضوى نداشتند . و يك فرسخ به وطهگاه ساليان مانده ، از آن طرف طايفهء روسيه با هزار نفر قزاق ، با دو سه هزار سوارهء شيروانى آمده بودند ، سنگر انداخته ، با دو سه عراده توپ در كمين مانده بود و چهار اطراف آن وطهگاه ، صحراى برهنه و يك طرفش خول « 2 » است ؛ ممكن عبور كردن ، چه پياده و چه سواره نداشت و خلاصه سخت و صعب بود و تصرف كردناش اشكالى كلى داشت . اما مير حسن خان پيشرو قشون بود . به قرار يك ويرس « 3 » به وطهگاه مزبور مانده ، ديديم جهانگير ميرزا با چند هزار سواره و پياده دوان دوان از كنار آمد به پيش مير حسن خان افتاد . اعيان دولت او به او چنان مشتبه كرده بودند : حالا مير حسن خان قبل از شما ولايت ساليان را مىگيرد و تصرف كردن ساليان را به نام او ختم مىشود ، پس مصلحت است شما به پيش او افتاده ، ساليان را شما به تصرف بياوريد و جهانگير ميرزا هم چنان خيال كرده است [ كه ] گرفتن ساليان ، حلوا خوردن است . و مير حسن خان وقتى همين حركات را از جهانگير ميرزا ديده ، به خنده درآمد [ و ] فرمود : قاجارها را تماشا بكنيد ! حالا فرار مىكنند و همين كه به نزديكى وطهگاه رسيدند ، يك دفعه از وطهگاه توپها را انداختند و جهانگير ميرزا ميدان را گردآلود ديده ، در صدمهء اول با قشون
--> ( 1 ) . در نسخه « او » . ( 2 ) . در زبان تالشى به معناى باتلاق است . ( 3 ) . همان ورست ، واحد اندازهگيرى روسى .